سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

«انتقام ۲۸ مرداد را در بهمن ۵۷ گرفتیم؛ انتقام ۱۴۰۴ را نیزخواهیم گرفت.»

به تیتر مقاله توجه کنید. می‌شد نوشت: «ملت ایران انتقام ۲۸ مرداد را گرفت»، اما استفاده آگاهانه از عبارت «خواهیم گرفت» برای نشان دادن یک واقعیت جامعه‌شناسانه در مرزبندی‌های سیاسی و اجتماعی جامعه ایران صورت گرفته است.

واقعیت آن است که در زمان وقوع کودتای ۲۸ مرداد، اکثریت جامعه ایران به‌طور فعال در برابر آن قرار نگرفتند؛ از این رو ــ به دلایلی که اکنون محل بحث نیست ــ رهبران نهضت ملی ایران و مشخصاً دکتر مصدق امر به قیام ملی ندادند و بخش بزرگی از جامعه در برابر کودتا مقاومت نکرد. اما باید ۲۵ سال می‌گذشت تا حقانیت نیروهای دموکرات و مترقی بر اکثریت ملت روشن شود و مردم بر ضد دولت کودتایی محمد‌رضا شاه انقلاب کنند. در انقلاب ۱۳۵۷، اکثریت مردم ایران آنچه را خیانت به منافع ملی در سال ۱۳۳۲ می‌دانستند، پاسخ دادند؛ از عاملان داخلی آن به شکل خلع سلطنت و از آمریکا با بستن سفارت و سپس اشغال آن انتقام گرفتند.اگر این ادعا را بیشتر واکاوی کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که در همان مقطع ۲۸ مرداد هم ، گروه‌هایی از جامعه، برخی نیروهای سیاسی و بخش اصلی ساختار قدرت از آن اقدام حمایت کردند. نکته قابل بررسی اساسی این است که دقیقاً همان طیف‌های سیاسی ــ از سلطنت‌طلبان گرفته تا وارثان سیاسی رژیم پهلوی و حامیان خارجی آنان، به‌ویژه ایالات متحده ــ امروز نیز از جنگ و فشار خارجی، دعوت به جنگ داخلی، حمله نظامی و تخریب زیرساخت‌های ایران دفاع می‌کنند. هرچند دو دولت دکتر مصدق و جمهوری اسلامی اساساً قابل مقایسه نیستند و دولت دکتر مصدق  به غایت گرا ، دموکرات و سکولار بود اما جالب است که  همان نیروها که مدافع کودتا بودند، امروز از حمله خارجی و جنگی ویران‌گر علیه ملت ایران و علیه جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند. یعنی بخش کودتاچی ۲۸ مرداد هنوز به اندازه کافی تربیت سیاسی نشده ــ و شاید اساساً قابل تربیت نباشد ــ تا بفهمد برای رسیدن به خواسته سیاسی یا به قدرت رسیدن نباید به خارجی متوسل شد

. از سوی دیگر، این درس خوبی برای بخشی از نیروهای استقلال‌طلب است که برای رسیدن به استقلال، نمی‌توان نه به سلطنت و نه به روحانیت اعتماد و اقتدا کرد.از این منظر، می‌توان گفت در تاریخ معاصر ایران همواره اقلیتی وجود داشته که در بزنگاه‌های حساس، منافع و مداخله قدرت‌های خارجی را بر منافع ملی ترجیح داده‌اند. در برابر آنان، جریان گسترده‌تری از نیروهای ملی‌گرا، استقلال‌طلب، دموکرات و تحول‌خواه قرار داشته‌اند که دفاع از استقلال کشور را اصل بنیادین مشی سیاسی خود می‌دانند.

هجوم دو کشور اسرائیل و آمریکا به ایران که هم‌اکنون نیز در جریان است، به بهانه احتمال دستیابی رژیم به سلاح‌های اتمی صورت گرفت؛ در حالی که بر اساس آخرین گزارش سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده در سال ۲۰۲۵، جمهوری اسلامی با دستیابی به سلاح اتمی فاصله معناداری داشت و مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رافائل گروسی، در آخرین گزارش خود پیش از شروع تهاجم نیز به صراحت عدم وجود سلاح هسته‌ای در ایران را اعلام کرد. به این دلیل می‌توان هجوم اسرائیل و آمریکا در سحرگاه ۲۹ فوریه سال جاری را تحمیل جنگ به مردم و کشور ایران و ساختار سیاسی مستقر دانست و ادعا کرد که حتی کشتن «خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، نیز تهاجم به حاکمیت ملی کشور ما و امری نابخشودنی است. ملت ایران به آن حد از رشد سیاسی رسیده که بتواند مشکلات خود با حکمرانانش را خود حل‌وفصل کند و نیازی به حمله و هجوم وحشیانه به خاک خود با بهانه واهی «آزادسازی ملت ایران» نداشته باشد. بسیاری از مورخان یکی از عوامل وقوع انقلاب ایران ــ که به خلع سلطنت منجر شد و شروع عقب‌نشینی آمریکا از بسیاری از مواضع خود در منطقه را رقم زد ــ کودتای ۲۸ مرداد می‌دانند.

اکنون ما ایرانیان روزهای دردناکی را می‌گذرانیم؛ وحشت و دهشت بر چهره بسیاری از زنان و کودکان نمایان است. هرچند عموم مردم مقاومت خوبی در مقابل این جنگ نشان داده‌اند.

 ایران می‌ماند، خائنان به‌وظن شرمنده خواهند شد و می‌توان با اطمینان گفت که ملت ایران پس از عبور از این طوفان، گردن خائنان به منافع ملی ــ چه عوامل داخلی و چه خارجی ــ را خواهد شکست و درس خوبی به آنان خواهد داد. روزی نه‌چندان دور، انتقام این حمله ناجوانمردانه را نیز خواهیم گرفت.

Leave a Reply

Start here