حضور ” سپاه پاسداران ” دردرگیریهای شاخ افریقا ! “ج.ا” در دریای سرخ بدنبال چیست ؟

دریای سرخ و شاخ آفریقا به یکی از حوزه‌های مهم رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده‌اند. برای جمهوری اسلامی، اهمیت این منطقه به ارتباط با سودان یا نزدیکی به یمن محدود نمی‌شود؛ موضوع، امکان حفظ شرکای مسلح، گسترش روابط تسلیحاتی و افزایش قدرت چانه‌زنی در پهنه‌ای است که حدود 30 در صد تجارت جهانی از آن عبور می‌کند. بااین‌حال، شواهد حضور و فعالیت سپاه در همه کشورهای منطقه یکسان نیست. همکاری تسلیحاتی ایران با ارتش سودان پشتوانه خبری قابل توجهی دارد؛ درباره آموزش برخی نیروهای سودانی، اتهام رسمی آمریکا مطرح است؛ و درباره شبکه‌های مرتبط با حوثی‌ها و اریتره، بخش مهمی از اطلاعات همچنان بر منابع ناشناس و قرائن غیرقطعی استوار است.

در این بررسی، «شاخ آفریقا» همراه با حوزه پیرامونی آن در دریای سرخ در نظر گرفته می‌شود؛ سودان در تعریف محدود جغرافیایی شاخ آفریقا جای نمی‌گیرد، اما برای فهم ارتباط ایران، حوثی‌ها و ساحل آفریقایی دریای سرخ اهمیت دارد. یمن نیز کشور آفریقایی نیست، ولی بدون بررسی نقش حوثی‌ها، تصویر فعالیت‌های برون‌مرزی سپاه در این پهنه ناقص می‌ماند. نقطه آغاز تحلیل باید تفکیک حضور ایران، فعالیت مشخص سپاه و رفتار مستقل شرکای محلی باشد؛ این سه را نمی‌توان بدون سند بجای یکدیگر نشاند.

درگیریهای مرتبط اما ظاهرا بدون ربط به هم .

در شمال اتیوپی، ازسرگیری جنگ میان دولت آبی احمد و نیروهای تیگرای، با تشکیل ائتلافی از هفت گروه مخالف همراه شده است. برخی دشمنان سابق، از جمله نیروهای تیگرای و بخشی از جنبش فانو، اکنون علیه دولت مرکزی همسو شده‌اند. این تغییر، نشان‌دهنده سیال‌بودن اتحادهاست؛ ائتلاف سیاسی نیز الزاماً به معنای فرماندهی نظامی واحد نیست.[۱]

در سودان، ارتش تحت رهبری عبدالفتاح البرهان با نیروهای پشتیبانی سریع، به رهبری محمد حمدان دقلو، می‌جنگد. در سومالی، دولت و نیروهای هم‌پیمانش با الشباب، گروه وابسته به القاعده، درگیرند. این جنگ‌ها ریشه‌های داخلی جداگانه دارند، هرچند شبکه‌های خارجی آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهند. بنابراین تعبیر همه این منازعات به یک جنگ واحد میان «محور ایران» و «محور اسرائیل» توضیح کافی نیست.[۲][۳]

سودان و مستندترین رابطه تسلیحاتی ایران

گزارش تحقیقی رویترز در ۱۰ آوریل ۲۰۲۴ از دریافت پهپادهای ایرانی توسط ارتش سودان خبر داد. این گزارش به منابع ایرانی، منطقه‌ای و سودانی و اطلاعات پروازهای باری استناد می‌کرد. وزیر خارجه وقت سودان دریافت سلاح از ایران را انکار کرده بود؛ بااین‌حال، مجموعه گزارش‌ها و شواهد، رابطه تسلیحاتی را فراتر از یک حدس سیاسی قرار می‌داد.[۴]

یک تأیید رسمی دیگر در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۴ منتشر شد: وزارت خزانه‌داری آمریکا، میرغنی ادریس سلیمان، مسئول دستگاه صنایع دفاعی و تأمین تسلیحات ارتش سودان، را تحریم کرد و در توضیح تصمیم خود، خرید پهپادهای ایرانی توسط ارتش سودان را ذکر کرد. این سند، دیدگاه رسمی واشنگتن است و باید با همین انتساب خوانده شود؛ اما به‌وضوح نشان می‌دهد که موضوع تأمین سلاح ایرانی در ارزیابی دولت آمریکا نیز جای داشته است.[۵]

این همکاری برای دو طرف منطق قابل فهمی دارد. ارتش سودان در جنگی فرساینده به تسلیحات و تأمین‌کنندگان بیشتری نیاز دارد؛ ایران نیز می‌تواند از رابطه تسلیحاتی، دسترسی سیاسی و نفوذ نهادی به دست آورد. بااین‌حال، تحویل سلاح به ارتش سودان نه اثبات‌کننده حضور یک نیروی رزمی بزرگ ایرانی است و نه به‌خودی‌خود نشان می‌دهد فرماندهی عملیات سودانی در اختیار سپاه قرار گرفته است.

اتهام مستقیم درباره نقش سپاه

در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵، وزارت خزانه‌داری آمریکا تیپ «البراء بن مالک» و جبریل ابراهیم، وزیر دارایی سودان و رهبر جنبش عدالت و برابری، را تحریم کرد. در بیانیه آمده است که عناصر اسلام‌گرای سودانی از حکومت ایران، از جمله سپاه پاسداران، پشتیبانی فنی دریافت می‌کنند. درباره تیپ البراء بن مالک، واشنگتن مشخصاً از آموزش و تسلیحات تأمین‌شده توسط سپاه سخن گفته است.[۶]

اهمیت این خبر آن است که موضوع را از رابطه کلی تهران و خارطوم به یک بازیگر معین در اردوگاه ارتش سودان پیوند می‌دهد. بااین‌حال، وقوع تحریم واقعیتی قابل بررسی است، در حالی که همه جزئیات ادعای امنیتی پشت آن لزوماً به‌صورت عمومی منتشر نشده‌اند. بیان دقیق باید این باشد که «آمریکا سپاه را به آموزش و تسلیح این گروه متهم کرده»، نه اینکه تمام ابعاد حضور میدانی سپاه مستقلاً اثبات شده است.

این تمایز برای فهم ساختار نفوذ نیز ضروری است. ارتش سودان یک مجموعه کاملاً همگن نیست؛ گروه‌های هم‌پیمان، شبکه‌های سیاسی و نهادهای تسلیحاتی در آن منافع متفاوتی دارند. تماس با یک جناح می‌تواند نفوذ مؤثر ایجاد کند، بدون آنکه تمام فرماندهی ارتش در یک ائتلاف خارجی ادغام شده باشد. رابطه با بخشی از اردوگاه البرهان را نباید خودکار به اتحاد رسمی کل سودان با سپاه تبدیل کرد.

حوثی‌ها و گسترش ارتباطات آفریقایی

بنیاد سنچری در گزارش «از حلقه پیرامونی به مرکز شبکه: حوثی‌ها در آفریقا»، منتشرشده در ۲۴ اوت ۲۰۲۶، از همکاری گزارش‌شده حوثی‌ها با جناح‌هایی در ارتش سودان سخن می‌گوید. به ادعای منابع آن، حوثی‌ها از میانه ۲۰۲۴ دست‌کم سه محموله سلاح سبک را از طرف ایران برای نیروهای سودانی منتقل کرده‌اند. نویسندگان درباره حضور عوامل حوثی، جابه‌جایی دوطرفه و آموزش فنی نیز گزارش‌هایی ارائه می‌کنند، اما قطعیت همه آن‌ها را تأیید نمی‌کنند.[۷]

روزنامه «نشنال» در ۲۶ اوت ۲۰۲۶ همین پژوهش را پوشش داد و احتمال کمک متخصصان حوثی به ساخت پهپاد سودانی «سفاروگ» را برجسته کرد؛ پهپادی که به ابابیل‌تی ایرانی شباهت دارد. نکته تعیین‌کننده این است که خبر نشنال، تأیید مستقل دوم برای تمام یافته‌های سنچری نیست؛ بخش اصلی آن بازگویی همان تحقیق است.[۸]

برداشت راهبردی از این مجموعه، تغییر احتمالی نقش حوثی‌هاست: آنان ممکن است علاوه بر دریافت کمک، دانش و ارتباطات خود را در اختیار دیگر شرکا قرار دهند. این تفسیر با تصویر ساده «ارسال مستقیم سلاح از تهران به یک نیروی تابع» تفاوت دارد. انتقال فناوری می‌تواند به شریک محلی استقلال عملی بیشتری بدهد؛ بنابراین افزایش توان حوثی‌ها الزاماً به معنای افزایش کنترل تهران بر تک‌تک تصمیم‌های آنان نیست.

مسیر آفریقایی و حدود شواهد

مرکز مطالعات صنعا در گزارش آوریل تا ژوئن ۲۰۲۴، به نقل از منابع امنیتی، احتمال انتقال سلاح ایرانی از طریق اریتره و سودان به مناطق حوثی‌نشین را مطرح کرد. گزارش، نظارت احتمالی نیروی قدس بر یکی از این ارتباطات را نیز ذکر می‌کرد. شواهد ارائه‌شده شامل گفته‌های منابع و مشاهدات محلی بود؛ بنابراین آن را باید گزارش درباره یک شبکه ادعایی دانست، نه صورت‌جلسه کشف قطعی تمام محموله‌ها.[۹]

درباره اریتره، محدودیت شواهد آشکارتر است. گزارش اوت ۲۰۲۶ سنچری ادعای استفاده از این کشور برای انتقال تسلیحات ایرانی به یمن را بررسی می‌کند، اما می‌گوید بررسی مستقل برخی محل‌های ادعایی، فعالیت اندک یا تقریباً هیچ فعالیتی نشان داده است. امکان جغرافیایی استفاده از اریتره، معادل اثبات وجود پایگاه یا مسیر فعال تحت کنترل سپاه نیست.[۷]

اهمیت این احتیاط در ارزیابی منابع است. نبود فعالیت قابل مشاهده، همه فعالیت پنهانی را رد نمی‌کند؛ در مقابل، پنهانی‌بودن یک عملیات نیز مجوز پذیرفتن هر ادعایی نیست. پژوهش معتبر باید احتمال، قرینه و اثبات را جدا نگه دارد. گزارش درباره عبور از خاک یک کشور همچنین الزاماً مشارکت دولت، دستور رئیس آن یا همکاری رسمی ارتش را ثابت نمی‌کند.

توافق ماهیگیری و محموله‌های بازرسی‌نشده

مرکز مطالعات صنعا در گزارش فصلی آوریل–ژوئن ۲۰۲۴، به نقل از منابع محلی، از توافقی در مارس همان سال میان مقام‌های مستقر در صنعای تحت کنترل حوثی‌ها و نیروی دریایی اریتره خبر داد. طبق این گزارش، توافق اجازه ماهیگیری شناورهای بزرگ سنتی یمنی در آب‌های اریتره را فراهم می‌کرد. پس از آن، مقام‌های اریتره مجوز صادر کردند و ده‌ها شناور از مناطق تحت کنترل حوثی‌ها برای انجام تشریفات دریافت مجوز به بندر مصوع رفتند. نمایندگان نیروی دریایی اریتره نیز در حدیده حضور داشته‌اند.[۱۳]

این گزارش، وجود ارتباطات دریایی و اداری را مطرح می‌کند؛ اما متن قرارداد را منتشر نکرده و ثابت نمی‌کند که توافق ماهیگیری پوششی برای انتقال سلاح بوده است. احتمال انتقال تسلیحات در بخش دیگری از همان پژوهش، با استناد به منابع امنیتی مطرح شده است و باید از خودِ توافق ماهیگیری جدا خوانده شود.

در موضوعی مستقل، باربارا وودوارد، نماینده بریتانیا در سازمان ملل، در سخنرانی ۱۳ مه ۲۰۲۴ در شورای امنیت اعلام کرد که تخلفات گزارش‌شده از اکتبر ۲۰۲۳ می‌تواند معادل ورود تا ۵۰۰ کامیون محموله بازرسی‌نشده به حدیده باشد. منظور، محموله شناورهایی بود که بدون گزارش‌دادن به سازوکار راستی‌آزمایی و بازرسی سازمان ملل برای یمن، موسوم به UNVIM، وارد بنادر تحت کنترل حوثی‌ها شده بودند.[۱۴]

سومالی و مسئله همکاری با الشباب

متن نشنال، به نقل از سنچری، می‌گوید الشباب از سال ۲۰۲۴ با حوثی‌ها برای دستیابی به فناوری و سلاح ارتباط گرفته است. همان متن تأکید دارد که در زمان تهیه گزارش، نشانه‌ای از به‌کارگیری تسلیحات پیشرفته مورد بحث توسط الشباب وجود نداشته است. موارد حضور عوامل این گروه در یمن، به‌عنوان قرائن تعمیق ارتباط مطرح شده‌اند.[۸]

این رابطه، در صورت تأیید، از همکاری تاکتیکی میان گروه‌هایی با عقاید متفاوت حکایت می‌کند. الشباب وابسته به القاعده است، در حالی که حوثی‌ها از سنت زیدی برخاسته‌اند. نیاز تسلیحاتی و دشمن مشترک می‌تواند زمینه معامله ایجاد کند، اما همکاری با حوثی‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که الشباب تحت فرمان سپاه است. نسبت‌دادن یک شبکه کامل به تهران، به شواهدی فراتر از تماس میان دو عضو آن نیاز دارد.

هدف احتمالی نخست حفظ توان حوثی‌ها

از نظر تحلیلی، حفظ ظرفیت حوثی‌ها یکی از محتمل‌ترین انگیزه‌های فعالیت‌های مرتبط با سپاه در ساحل آفریقایی دریای سرخ است. این ظرفیت، امکان فشار بر رقبا و تأثیرگذاری بر امنیت دریایی را فراهم می‌کند. اما میان توان تهدید کشتیرانی و کنترل پایدار یک آبراه تفاوت وجود دارد؛ هزینه‌ای که به تجارت تحمیل می‌شود، لزوماً به منفعت سیاسی قابل دوام برای ایران تبدیل نمی‌شود.

گزارش دیگر سنچری، منتشرشده در ۹ فوریه ۲۰۲۶، استدلال می‌کند که توان حوثی‌ها فقط بر دریافت سلاح آماده متکی نیست؛ تولید و مونتاژ داخلی با استفاده از شبکه‌های تأمین قطعات و مواد نیز اهمیت یافته است. پژوهش بر حدود ۱۵۰ مصاحبه و بررسی اطلاعات توقیف‌ها و داده‌های دریایی استوار است.[۱۰] برداشت تحلیلی از این روند آن است که آموزش و دانش فنی می‌تواند مهم‌تر از یک محموله منفرد باشد و آثار همکاری نظامی را طولانی‌تر کند.

هدف احتمالی دوم نفوذ در نهادهای محلی

روابط تسلیحاتی معمولاً فقط مبادله کالا نیستند. وابستگی به تعمیر، آموزش و پشتیبانی می‌تواند ارتباطی مستمر ایجاد کند. برای سپاه، همکاری با نهادهای دفاعی یا نیروهای هم‌پیمان ارتش سودان احتمالاً امکان اثرگذاری سیاسی و ارتباط با تصمیم‌گیران محلی را افزایش می‌دهد. بااین‌حال، این یک تبیین راهبردی است؛ منابع موجود سند عمومی جامعی از اهداف رسمی سپاه در سودان ارائه نمی‌کنند.

درباره منفعت اقتصادی نیز باید محتاط بود. فروش تسلیحات ممکن است درآمد داشته باشد، ولی جزئیات قیمت، شیوه پرداخت و هزینه پشتیبانی علنی نیست. از مشاهده یک پهپاد ایرانی نمی‌توان سود خالص، حق بهره‌برداری بندری یا قرارداد استقرار نظامی را نتیجه گرفت. نفوذ، دسترسی، پایگاه و سود اقتصادی چهار ادعای متفاوت‌اند و هرکدام سند جداگانه می‌خواهند.

جنگ اتیوپی و خطر ساختن دو اردوگاه ثابت

در صف‌بندی منطقه‌ای، نزدیکی امارات و اسرائیل به اتیوپی گزارش شده است. اتیوپی نیز اریتره، سودان و مصر را به حمایت از مخالفانش متهم کرده؛ سودان و اریتره این اتهام‌ها را رد کرده‌اند.[۱۱][۱۲] بنابراین می‌توان از همسویی‌های متقابل سخن گفت، اما حضور ایران در یک ائتلاف نظامی مشترک علیه دولت اتیوپی از این اخبار نتیجه نمی‌شود.

اینجا یک خطای استدلالی محتمل است: ایران به ارتش سودان کمک کرده؛ ارتش سودان با اتیوپی اختلاف دارد؛ پس ایران حامی شورشیان اتیوپی است. مقدمه‌ها نتیجه را ثابت نمی‌کنند. دولت‌ها می‌توانند با شرکای خود در یک موضوع همکاری کنند و در موضوع دیگر موضع متفاوت داشته باشند. برای ادعای دخالت سپاه در نبردهای تیگرای، شواهد مستقلی از کمک، آموزش یا هماهنگی عملیاتی لازم است.

هزینه‌های انسانی و محدودیت منافع ایران

هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶ هشدار داد که شبکه‌های خارجی تأمین سلاح، فناوری و نیروی انسانی به تداوم جنگ سودان کمک می‌کنند. گزارش، آسیب گسترده به غیرنظامیان و حملات پهپادی هر دو طرف را برجسته کرد.[۲] بنابراین ارزیابی حضور ایران نباید فقط به میزان نفوذ یا موفقیت متحدان نظامی محدود شود؛ پیامدهای انسانی نیز بخشی از نتیجه واقعی این سیاست‌اند.

برای مردم ایران، پرسش هزینه فرصت اهمیت دارد: منابع مصرف‌شده در همکاری‌های خارجی چه دستاوردی در امنیت، اقتصاد و قدرت انتخاب کشور ایجاد می‌کند؟ افزایش شمار شرکای مسلح می‌تواند فشار بر رقبا را بیشتر کند، ولی تعهد مالی، واکنش متقابل و خطر گرفتارشدن در جنگ‌های محلی را نیز افزایش می‌دهد. همچنین سود احتمالی یک نهاد نظامی الزاماً با منفعت عمومی کشور یکسان نیست.

برآیند شواهد این است که رابطه تسلیحاتی ایران با اردوگاه ارتش سودان جدی و مستند است؛ نقش مشخص سپاه در آموزش برخی نیروها در اسناد رسمی آمریکا مطرح شده؛ و شبکه‌های مرتبط با حوثی‌ها موضوع پژوهش‌های معتبر، اما با درجات متفاوت قطعیت‌اند. درباره اریتره و جنگ اتیوپی، دامنه نتیجه‌گیری باید محدودتر باشد. تصویر قابل دفاع، شبکه‌ای از روابط و همکاری‌های متغیر است که احتمالاً به حفظ شرکا و گسترش اهرم فشار کمک می‌کند؛ نه اثبات یک فرماندهی واحد بر همه درگیری‌های شاخ آفریقا.  اما “سپاه قدس ” بدنبال تحکیم حضور خود از طریق گسترش امکانات حوثی ها در این منطقه بشدت استراتژیک برای درگیریهای احتمالی آینده است .

پاورقی‌ها و منابع

[۱] رویترز، «Seven Ethiopian armed groups announce anti-government alliance»، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶. مشاهده منبع

[۲] رویترز، «Foreign support, drones fuel Sudan war and possible war crimes, UN probe says»، ۳ سپتامبر ۲۰۲۶؛ گزارش درباره یافته‌های هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل. مشاهده منبع

[۳] شورای روابط خارجی، «Conflict With Al-Shabaab in Somalia»، صفحه رصد منازعه؛ مراجعه در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶. مشاهده منبع

[۴] رویترز، «Are Iranian drones turning the tide of Sudan’s civil war?»، ۱۰ آوریل ۲۰۲۴. مشاهده منبع

[۵] وزارت خزانه‌داری آمریکا، «Treasury Sanctions Sudanese Armed Forces Weapons Procurement Director»، ۲۴ اکتبر ۲۰۲۴. مشاهده منبع

[۶] وزارت خزانه‌داری آمریکا، «Treasury Sanctions Sudanese Islamist Actors to Counter Regional Instability and Support for Iran»، ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵؛ نسخه رسمی خبرنامه وزارتخانه. مشاهده منبع

[۷] پیتر سالزبری، ندوه الدوسری و جی بهادر، «From Spoke to Hub: The Houthis in Africa»، بنیاد سنچری، ۲۴ اوت ۲۰۲۶؛ به‌ویژه بخش چهارم درباره سودان و اریتره. مشاهده منبع

[۸] لما شهادی و دیمین مک‌الروی، «Houthis developing arms-smuggling networks in Africa through ties with Al Shabab and Sudanese Armed Forces»، The National، ۲۶ اوت ۲۰۲۶. مشاهده منبع

[۹] مرکز مطالعات صنعا، «Military and Security — The Yemen Review Quarterly: April–June 2024»، بخش «Iranian Weapons Arrive via Africa». مشاهده منبع

[۱۰] پیتر سالزبری، هنری تامپسون و وینا علی‌خان، «From Smugglers to Supply Chains: How Yemen’s Houthi Movement Became a Global Threat»، بنیاد سنچری، ۹ فوریه ۲۰۲۶. مشاهده منبع

[۱۱] ACLED، «Is Ethiopia at war again? 10 things you need to know»، مراجعه در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶. مشاهده منبع

[۱۲] آسوشیتدپرس، «Ethiopia’s army chief accuses Eritrea, Sudan and Egypt of supporting Tigray rebels»، ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶. مشاهده منبع

[۱۳] مرکز مطالعات صنعا، «تحولات نظامی و امنیتی؛ گزارش فصلی آوریل–ژوئن ۲۰۲۴»، بخش Iranian Weapons Arrive via Africa. این منبع، گزارش توافق را ارائه می‌کند؛ سند امضاشده قرارداد در آن درج نشده است. The Yemen Review Quarterly: April-June 2024

[۱۴] وزارت خارجه بریتانیا، متن رسمی سخنرانی باربارا وودوارد در شورای امنیت درباره یمن، ۱۳ مه ۲۰۲۴.

پاسخی بگذارید

بیشتر از کاوه فرزند ملت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب