باز باید کاوه آهنگری

«روسیه» یا «اوکراین» کدام سر نوشت در انتظار «جمهوری اسلامی ایران» است

«روسیه» یا «اوکراین» کدام سر نوشت در انتظار «جمهوری اسلامی ایران» است            
 
                         images (4)
 
 
 
                   چه کسانی سقوط را سا زمان دادند ؟ 
 
 
بخش یکم  
بعد از وقوع قیامهای مردمی در کشورهای عربی ، بسیاری از گروههای اپوزیسیونی جمهوری اسلامی ، بدون توجه به ماهیت حرکات موسوم به » بهار عربی » معتقد بودند که وقوع این قیامها ، فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داده و جنبش سبز و منتقدان نظام ج.ا نیز بر علیه جمهوری اسلامی بر می خیزند .
همان موقع مشخص بود که » بهار عربی » ماهیتی ضد وابستگی و استقلال طلبانه داشت و مردمی را که خود این حرکت را نزدیک به سه دهه قبل پشت سر گذاشته اند ، نمی تواند تحت تاثیر قرار دهد . براستی ماهیت حرکات اعتراضی که امروز در زیر پوست زندگی روزانه بر علیه ج.ا . در جریان است از چه جنسی است ؟ ظرفیتهایش تا چه حدی است و اشکال بروز آن به چه شکل خواهد بود . نوشته زیر سعی در شکافتن و پرداختن به موارد مطروخه بالا را دارد .
چه کسانی سقوط را سازمان خواهند داد؟
بنا به سنت مالوف در نوشته هایم ، ابتدا سعی می کنم که تعریف خود از کلمات فوق را برای خواننده تیز هوش این سطور تعریف کنم و سپس ضمن بیان اینکه منظور م از بکار بردن کلمه سرنوشت در اینجا چیست ، به موضوع اصلی این نوشته برمیگردم و پیش بینی خود را در مورد اینکه کدام یک از آنچه در دو کشور فوق الذکر گذشت در ایران محتمل است را برای شما بیان خواهم کرد .
سر نوشت روسیه : آنقدر که به موضوع این نوشته برمی گردد و بنا بر نظرات بسیاری از اندیشمندان از جمله » داریوش شایگان » ، انقلاب 1917 پاسخی به گسترش روز افزون تاثیرات و افزون طلبی های کشورهای صنعتی و پیشرفته برای بخدمت گرفتن کشورهای کمتر پیشرفته بود . شکی نیست که کشوهای سرمایه داری ، مواد خام و امکانات طبیعی کشورهای پیرامونی رادر مقابل حداقل بها و جایگزین ، برای تامین سوخت موتور محرک پیشرفتهای صنعتی خود بنحوی بسیار ناعادلانه از کشورهای صاحب این امکانات به یغما برده اند که جای بحث آن در اینجا نیست .می توان گفت که روسیه یکی از کشورهایی بود که با کمک روشنفکران ملی گرا و کمونیست خود سعی در بوجود آوردن ساختاری سیاسی – اجتماعی و گفتمانی اید ئولوژیک کرد تا بتواند ضمن پشت سر گذاشتن انقلاب صنعتی به ناهنجاری های اجتماعی مطرح در کشورهای سرمایه داری پیشرفته نیز دچار نشود .
انقلابیون روس خود به مرور زمان و همراه با پشت سر گذاشتن پیروز مند جنگ دوم جهانی و انقلاب صنعتی و به بهای استقرار استبداد استالینی ، توانستند امکان تمرکز و انباشت نه فقط سرمایه های مادی که حتی سرمایه های معنوی مثل دانش و فن و هنر را در دستان خود نیز پیدا کنند . امکان چنین انباشتی برای سردمداران حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی ، همان زمان فراهم شد که رهبر انقلابی آنان » ولادیمیر ایلیچ الیانوف » ، عده خاصی را تحت عنوان » حلقه انقلابیون حرفه ای » نام گذاری کرده که نه تنها نسبت به بقیه مردم روس که حتی نسبت به بقیه اعضای غیر حرفه ای حزب در تفسیر مارکسیسم – لنینیزم و منافع خلق و…. حق ویژه داشتند. این شکل از چارت تشکیلاتی بعدا خود را در شکل دهی به عالیترین ارگانهای تصمیم گیری کشور شوراها در قالب » پولیت بورو یا دفتر سیاسی » و «صدر هیئت رئیسه» حزب نشان داد .اعضای رده بالای حزب فروشگاههای خاص خود ، استراحتگاهها و حتی ساختمانهای مسکونی مخصوص به خود داشتند . اگر سکولاریزم را این بدانیم که در یک کشور ، هیچ گروه از مردم نباید نسبت به دیگران ، حق ویژه داشته باشند و با توجه به داشتن حق ویژه اعضای حزب و انقلابیون در کشور شوراها و کشورهای انقلابی ، این کشور ها یکی از ضد سکولارترین سیستم های سیاسی را داشته و دارند . علیرغم اینکه در کشور شوراها ،همگان از حدا قل های لازم برای زندگی معمولی و حتی تفریحات سالانه بر خورد ار بودند و مردم فقیر و مستمند کشورهای سابق شوروی از آن دوران تحت عنوان » دوران سیری و پری » نام می برند. اما یکی از دلایل فروپاشی شوروی ،انباشت سرمایه های تاثیر گذاری مانند ، امکانات مادی ، سرمایه های معنوی و اقتدار سازمانی برای تاثیر گذاری بر سر نوشت و حیات کشور در دست عده معینی شد که اینان را از سرنوشت بقیه توده مردم محروم از این امکانات بشدت جدا کرده بود بنحوی که در سال 1991 خود این » بوروکرات های اقتدار گرا » خواهان فروپاشی ساختار سیاسی کشور خود شده تا بتوانند سرمایه های انباشت شده بالالفعل و بالقوه خود را در ارتباط با سرمایه جهانی قرار داده و امکانات رشد و توسعه بیشتری برای خود و ارزشهای نو خود فراهم آورند .
می خواهم بگویم انباشت امکانات مادی و … در دست عده خاصی تحت عنوان مدیران دولتی و حزبی ، با آن شعارهای عدالت طلبانه سوسیالیستی – انقلابی هیچ مناسبتی نداشت و موجب جدایی روز افزون مدیران فریه شده دولتی از توده های حزبی و مردم معمولی شد . از سوی دیگر تنها راه تنفس و نابود نشدن سرمایه های انباشت شده در دست مدیران حزب و کشور ، ارتباط بی قید و شرط این سرمایه ها با کشورهای پیشرفته صنعتی و دنیای سرمایه داری بود . و این چنین بود که بعد از فروپاشی شوروی ، ساختار اقتصادی در فدراسیون روسیه به الزامات ارتباط با سازمانهای اقتصادی بین المللی مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و فدرال رزرو آمریکا گردن نهاد و سعی در اجرای طابق النعل به النعل سیاستهای اجرایی آنان داشته و دارد . دقیقا در همین راستا است که روسیه امروز به یک کشور با اقتصاد ضعیف «صادر کننده مواد خام » و وارد کننده » مواد مصرفی و ماشین آلات پیشرفته » تبدیل شده است بیش از 50% از بودجه دولتی این کشور به صادرات نفت و گاز به اروپا وابسته است (نیورک تایمز 5 مارس) 1. این برای کشوری که تنها تا دودهه پیش هیچ نیازی به واردات از غرب نداشت یعنی سقوط کامل . این عقب نشینی در حوزه سیاست و اهداف » ژئو پولیتیک «خود را در این واقعیت نشان می دهدکه در دو دهه گذشته فدراسیون روسیه بعنوان وارث امپراطوری شور اها ، دائما در حال عقب نشینی و محدود شدن عمق اهداف استراتژیک خود بوده است , چکسلواکی ، آلبانی ، آلمان شرقی ، لهستان ، یوگسلاوی ، آلبانی ، آدربایجان ، ترکمنستان،گرجستان و…. همه این کشورها بمرور زمان نه تنها از کشورهای حوزه نفوذ روسیه خارج که که حتی دولتمردان مخالف روسیه در آنجا قدرت را بدست گرفته‌اند , منظور من این است که برخلاق « تیری میسون « که دراین مقاله2 بازگشت «کریمه « بدامان روسیه را سرآغاز فرار کشورها از دنیای سرمایه داری نئو لیبرالیستی می داند من بعکس معتقدم که : » آزاد شدن » » اوکراین » از منطقه نفوذ روسیه در ادامه حرکت تاریخی عقب نشینی روسیه در مقابل حرکت سیل گونه پیشرفت سیستم سرمایه داری جهانی و در هم شکستن هر گونه سیستم و ساختاری است که نتواند خود را با آن هماهنگ کند . یعنی حادثه اوکراین خود مهری بود بر ادامه غقب نشینی تاریخی روسیه ، که پوتین فعلا و با هزینه زیاد ، بخشی از » اوکراین » یعنی » کریمه » را در اختیار خود نگهداشته است . فازع از اینکه بخواهم به تحلیل همه دلایل این شکست بپردازم سرنوشت روسیه از سال 1991 تا کنون عقب نشینی گام بگام در مقابل اهداف ناتو و آمریکا و ار دست دادن منطقه نفوذ و بازارهای خود بوده است . بنظر می رسد که این حرکت تاریخی ادامه یافته و این کشور در سالهای اینده مناطق نفوذ بیشتری را از دست خواهدداد. یعنی اگر به موضوع بحران «اوکراین » بعنوان واقعه ای تاریخی نگاه کنیم ، شکست روسیه در » اوکراین » و چنگ زدن این کشور به » کریمه » تنها بعنوان حلقه ای از زنجیره شکستهای پی در پی انقلاب و انقلابیون منتقد سرمایه داری قابل فهم است و می رود تا به گرفتن آسیای میانه و قفقاز و روسیه سفید از روسیه ادامه پیدا کند . نقطه قابل توجه اینست که فروپاشی شوروی در مقابل غرب ،و ادامه فضاحت بار این شکست بصورت گام بگام و تا کنون نه بدنبال تقابل نظامی دو اردوگاه که اساسا بدلیل بوجود آمدن عاشقان سیستم سر مایه داری از میان معتمدترین افراد نزدیک به هسته رهبری حزب کمونیست بوده است . سرمایه داری بمثابه یک سیستم و ساختار اقتصادی – اجتماعی مانند اکسیژنی که انسانها باید آن را تنفس کنند تمامی حوزه های زندگی اجتماعی کشور روسیه و انقلابیون را در بر گرفت و می گیرد و نهایتا هر گونه تجمع ثروت به شکل پیدا شدن سرمایه داران انحصاری- رانتخوار و نه مولد و کار آفرین خود را نشان داد و خواهد داد ( البته این حقیقت در مورد کشور چین نیز بشدت وجود دارد و پیدا شدن میلیونرهای کمونیست و انقلابی و سرمایه گذاری های آنان در بهشتهای فرا مالیاتی نقل محفل مطبوعات است به روزنامه فرانسوی لوموند ش 23،24،25 و به مقاله تحت عنوان شاهزادگان سرخ مراجعه کنید ) بنحوی که بقول «میلوان جیلاس» روشنفکر یوگسلاو ، وقتی که اختلاس و ارتشائ رسوا کننده ای در میان حلقه اصلی اداره کننده کشور کشف می شد کافی بود جمله : «از خودمان است ، یا هم کنار می اییم » ، مطر ح باشد ، تا قضیه پیگیری نشود .
نتیجه ای که از این قسمت مقاله می گیرم اینستکه : یکی از بیشمار دلایل شکست کشور شوراها در مقابل اردوگاه کشورهای سرمایه داری ، تجمع قدرت و ثروت در دستان بخش کوچکی از جامعه بود که باعث شد :
1- بخش صاحب امکانات ویژه خود را از سایر مردم جدا کرده و نسبت به ملت خود را برتر بداند .
2- تجمع قدرت و ثروت در دست مردان قدرتمند جامعه ، آنان را برای جهش های اقتصادی و سیاسی بیشتر که دیگر در درون ساختار سیاسی- اقتصادی کشور شوراها ممکن نبود نیازمند ارتباط ارگانیک با کشورهای پیشرفته سرمایه داری نموده و آنان را نسبت به سوسیالیزم و اهداف ادعاییش بیگانه کند .
3- توده های مردم احساس می کردند که از سوی مقامات حزبی و سیاسی مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفته اند ، چه اینکه تبلیغات از مردم می خواست برای پیشرفت بیشتر کشور فداکاری و از خود گذشتگی نشان دهند اما مقامات کشور خود در عمل تمام آن ادعا ها را فقط بخاطر نفع شخصی خود زیر پا می گذاشتند
4- در زمانیکه بخاطر داشتن یک مجله » پلی بوی » و یا پوشیدن یک شلوار جین ، و در راستای باصظلاح مبارزه با هجوم فرهنگ کاپیتالیستی ، ممکن بود فرد به زندان محکوم شود ، خود مقامات انقلابی برای رفتن به اروپا و…تحت عنوان ماموریت کاری با یکدیگر مسابقه می گذاشتند .
خواننده عزیز این سطور ، شما خود قضاوت کنید بر ای شکست دادن کشوری که بخش وسیعی از رهبری آن خود به عاشقان سینه چاکو مروجان سیتم اجتماعی – اقتصادی ، کشور رقیب و دشمن ،تبدیل شده بوده اند واقعا نیاز به نبرد نظامی بوده است ؟ غرب فقط به کمی برنامه ریزی و صبر نیاز داشته تا بتواند میوه رسیده سیستم سوسیالیستی را با هزینه کمتری در آغوش بگیرد . این سیستم خود ، سقوط می کرده است . و منظور من هم از بکار بردن کلمه «سرنوشت» دقیقا آن پروسه ای بوده است که بدست خود رهبران چنین نظامهایی برای خودشان رقم می خورد .
در بخش بعدی مقاله به توضیخ » سر نوشت اوکراین » و اینکه بنظر من کدام سر نوشت در انتظارجمهوری اسلامی ایران است خواهم پر داخت .
برچسب‌ها: بحران اوکراین, تی یری میسان, Thierry Meyssan, اوکراین
1
http://kaveahangaar.blogfa.com/post/40
2
http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/
 
نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 4:49  توسط کاوه انتقال به بلاگفا 16.39  -05/04/2014
 

» روسیه » یا » اوکراین » ، کدام سر نوشت در انتظار » جمهوری اسلامی ایران » است ؟

بخش دوم

حاکمیت بلا منازع روسیه بر اقتصاد » اوکراین «

طبعا شما خواننده این سطور حق دارید من را مورد بازخواست قرار دهید و بپرسید چه شباهت هایی میان ایران اسلامی و روسیه یا » اوکراین » شدید ا سکولار وجود دارد که من آنچه را که در » اوکراین» به وقوع پیوست ، و یا آنچه که در روسیه و از سال 1991 ببعد در جریان است و به عقب نشینی های بنیادی و گام بگام این کشور در مقابل رقبای اقتصادی –سیاسی خود منجر شده است را نیز برای آینده جمهوری اسلامی ایران محتمل می دانم .
برای اینکه بتوانم پاسخ شما را بدهم ابتدائا به توضیح دلایل و زمینه های آنچه در » اوکراین » گذشت پر داخته ودر قسمت بعد سعی می کنم به چشم انداز تغییرات سیاسی در ایران در پرتو توضیحاتم در بخش یک و دو این مقااله بپردازم .
                                                             31.jpg80
     
 
               حاکمیت بلا منازع روسیه بر اقتصاد » اوکراین » ، بالاترین سود با کمترین سرمایه گذاری
.لازم به توجه است که بعد از فروپاشی شوروی حدود 40% صنایع سنگین و مادر اتحاد شوروی در اوکراین باقی مانده بود و به این کشور به ارث رسید ، مثلا بسیاری از محصولات کارخانه های اسلحه سازی این کشور قطعاتی است که فقط در کار خانه های تسلیحاتی روسیه کاربرد دارد ، فلزات و آهن تولیدی اوکراین یا حتی تراورس و ریل تولیدی در اوکراین فقط در صنایع و راه آهن » روسیه » کار برد دارد . بعد از نزدیک به دو دهه از فروپاشی شوروی این الگو تعییرات اساسی نکرده است و » اکراین » اگر بخواهد مثلا پیمان نامه تجاری با » اروپا » را امضا کند و محصولات خود را بدون تعرفه به این اتحادیه صاد ر کند تقریبا کالا و تولیدی ندارد که با استاندارد های صنعتی و بازرگانی اتحادیه اروپا وجهان تطابق داشته باشد ، هنوز بخشهای شرقی و جنوبی کشور که جمعیت روس زبان در آنجا در اکثریت هستند بر اساس مهندسی روسها ، صاحب 40 درصد از خاک، 60 درصد از جمعیت و 80 درصد از توان اقتصادی کشور هستند . هنوز 60% از کل صادرات » اوکراین » به روسیه و سایر کشور های سابق شوروی و مقصد 54 کالای اساسی این کشور به روسیه است 1.
روسیه در مقابل این حجم عظیم ارتباطات اقتصادی که با اوکراین دارد وبا توجه به این واقعیت که صادرات نفت و گاز روسیه به اروپا که از «اوکراین » می گذرد ،حدود نیمی از بودجه دولتی روسیه را تشکیل می دهد ، تنها 5/5% از سرمایه گذاری خارجی در این کشور را بعهده گرفته است ، در مقابل ، اتحادیه اروپا که حدود 32% از تجارت خارجی اوکراین را ار آن خود کرده است نزدیک به 40% از سرمایه گذازی خارجی این کشور را بعهده داشته است(2/1). عمق رابطه ناعادلانه روسیه با » اوکراین » را موقعی متوجه می شویم که روسیه در سال 2009 تنها بشرط تملک بخشی از شبکه انتقال گاز » اوکراین » حاضر به تخفیف قیمت گاز و کمک به اقتصاد اوکراین می شود(2) . یا تنها بشرطی هر هزار متر مکعب گاز را به قیمت تخفیفی 240 دلار ، به » اوکراین » می فروخت که این خریدار (اوکراین ) سالانه بهای 50 میلیارد متر مکعب گاز به روسیه پرداخت کند ، در حالیکه متوسط مصرف گاز » اوکراین » سالانه 35 میلیارد متر مکعب بود 3.
» اوکراین » در صدد است بزودی برای استخراج گاز «شیل «خود دست به کار شود و در این راه قرار دادهایی با «رویال داچ شل » و «بریتیش پترولیوم» بسته است (4)آیا روسیه می تواند در چنین عملیات پیچیده ای که استخراج گاز از لایه های رسی است به اوکراین کمک کند ؟ روسیه نه چنین امکانات پیچیده تکنیکی را در اختیار دارد و نه می خواهد که » اوکراین » آنطور که » کیف » در این باره مصمم است تا سال 2020 در تولید گاز مورد نیاز خود ، خود کفا شود .
می خواهم بگویم که امروز ارتباط اقتصادی » اوکراین » و سایر کشورهای سابق شوروی با روسیه ، به مانعی برای نوسازی سیستمهای اقتصادی و سیاسی آنها تبدیل شده است . امروز روسیه مالک 31% از سهام گاز استونی (Eesti Gas) و بیش از نیمی از سهام «لتونی گاز» (Latvia Gas) است . روسیه (گازپروم) همچنین در 2003 قرارداد 25 ساله خرید گاز طبیعی از ترکمنستان را نهایی کرد. به موجب این توافق، «مسکو» مسئول صادرات گاز طبیعی ترکمنستان شد و مقرر شد که فروش گاز طبیعی ترکمنستان تا 2028 میلادی در مالکیت روسیه باشد. همان سال، «پوتین» موافقتنامه ای 35 ساله با «اسلام کریم اوف» – رئیس جمهور ازبکستان- امضاء کرد که طبق آن «گازپروم» حق توسعه ذخایر گاز ازبکستان، به علاوه 44 درصد سهام «ازبک ترانس گاز»؛ که انحصار خط لوله ازبکستان بود، را بدست آورد. در 2005 نیز «پوتین» و «نظربایف» – رئیس جمهور قزاقستان- به توافقی دست یافتند که بر مبنای آن، «شرکت دولتی روس نفت» اجازه یافت؛ حوزه نفتی «قربان گاز» را توسعه دهد. قزاقستان بعنوان مسیر ترانزیت گاز ترکمنستان مورد اهمیت بود (5)
یعنی روسیه اجاره نخواهد داد که این کشورها از حوزه نفود اقتصادی اش خارج شوند و این خود باعث می شود به هر گونه طرح مشترک با اروپا و آمریکا از سوی این کشورها واکنش خشم آلود نشان دهد ، در حالیکه نوسازی و بهسازی اقتصاد این کشورها فقط می تواند توسط متخصین غربی انجام شود اما این امر به گرو اختلافات روسیه و غرب در آمده است .
این شکل از روابط اقتصادی به اشکالی از ساختار سیاسی محافظه کارانه تبدیل می شود که خود را در حاکمیت عقب مانده و فاسدترین سیاستمداران مانند امامعلی رحمان در تاجیکستان ، کریموف در ازبکستان ، نظر بایف در قزاقستان و یانوکویچ در اوکراین و به شکل مادام العمر ( البته قید مادام العمر در مورد یاو کویچ نمی توانست عمل شود ) نشان می دهد . روسیه خود توان نوسازی اقتصاد خود را ندارد و این عدم توانایی را به شکل حمایت از اشکال عقب مانده ساختارهای اقتصادی و سیاسی در کشور های تحت رابطه اش نیز باجرا می گذارد .
عدم تمایل به تغییر در ساختار سیاسی » اوکراین » تحت تسلط سیا ستمداران روس گرا از این واقعیت نشات می گیرفت که هر گونه دست یازیدن به تعییر مناسبات اقتصادی – اجتماعی که در بالا آمد می توانست موجب تلاطمات عظیم اجتماعی در داخل و مشکلات اقتصادی و سیاسی با روسیه شود . درست در چنین بزنگاهی است که از یکطرف روسیه به عنوان نیرویی خارجی ، سعی درغارت ثروت مردم » اوکراین » می نماید و از سوی دیگر برای مردم » اوکراین » تعییر مناسبات و الگوهای اقتصادی و طرف تجاری بعنوان گریز گاهی از مناسباتی کهنه و استعماری خود نمایی می کند . اگر قبول کنیم که ارتباط اقتصادی روسیه با اوکراین روابطی بشدت ناعادلانه است و از طرف دیگر روسیه نه می تواند و نه می خواهد الگوهای تولید و صادرات در » اوکراین » را نوسازی کند ، آنوقت عطش مردم این کشور را برای تغییر مناسبات اقتصادی و گسترش ارتباط اقتصادی با اروپا را متوجه می شویم . قطعا اروپا نیز در ارتباط اقتصادی خود با همه کشور ها منجمله » اوکراین » بدنبال نفع خود است اما بشر هوشیاری سیاستمداران و دولتمدازان این کشور ، الگوهای ومحصولات تولیدی که در ارتباط اقتصادی با اروپا تولید می شود ،دارای استاندارد هایی جهانی است و قابلیت صادرات به تمام جهان را دارد !
. تغییر الگوهای تولید و مصرف در «اوکراین » سبب آزادی این کشور از قید خریدارو فروشنده انحصاری می شود . این پروسه ای پیچیده و پر هزینه است که کشورهایی از نوع » اوکراین » باید روزی انرا شروع کنند و در این راه تنها نیرویی که می تواند به کشورهایی از این دست کمک کند کشورهای پیشرفته صنعتی و آمریکا بوده و اتفاقا روسیه که خود نیز محتاج ایجاد تغییرات اساسی در الگوهای تولید و صرف خود است نمی تواند به این کشورها کمکی بکند که بنظر من حتی در موارد بسیاری در راه این نوسازی سنگ اندازی هم می کند .
رهبران حرکت اخیر در » اوکراین » خود به خطرات این مبارزه با سلطه روسیه واقف بوده و می دانستند که مقابله با تسلط روسیه به مشکلاتی بیشمار برای کشور منجر خواهد شد اما آگاهانه به این مشکلات تن دادند و به قیمت از دست دادن بخشی از خاک خود سعی دارند یکبار و برای همیشه به این سلطه خاتمه دهند . وزیر اقتصاد » اوکراین » در این باره می گوید : «قیمت گاز بالا خواهد رفت و این افزایش قیمت ، بهایی است که ما برای آزادی امان می دهیم . گزینه پیش روی ما اینست که : یا باید گاز را با قیمت ارزانتری بخریم و یا آزادی مان را بدست بیاوریم .وی به کشته های وقایع اخیر اشاره کرده و می گوید : اگر ما حاضریم چنین بهای سنگینی برای آزادیمان بدهیم ، آیا نمی توانیم برای پرداخت گاز گرانتر پول کافی پیدا کنیم ؟»(7)
تردیدی نیست که در این حرکات ، کشورهای خارجی نیز سعی بر تاثیر گذاری و شکل دهی بر روند حوادث بوده اند اما در همه حرکات اجتماعی ، امکان تاثیر گذاری نیروی خارحی وجود دارد ، مگر طرف روسی برای حفظ و یا قدرت گیری جریانهای طرفدار خود به هر گونه عملیات نظامی و کشتار و دستگیری و ایجاد نا امنی اجتماعی دست نمی زند ؟
شکی نیست که در این حرکت ، جریانهای افراطی راست » اوکراین » سر بر آوردند و حتی تا مرحله گرفتن پستهای وزارت هم پیش رفته اند ، اما وجود درصد قلیلی جریانهای افراطی نباید نافی یک حرکت اصیل مردمی شود . بنظر می رسد اگر بحران اقتصادی –اجتماعی » اوکراین » فرو کش کند ، مردم این کشور خیلی زود بتوانند جریانهای راستگرا را در صحنه سیاسی کشور تضعیف کنند .
» یانو کویچ » مظهر یک مدیر دولتی محافظه کار و فاسد
سیاستمداران باقی مانده از دوران حکومت شوراها ، بخاطر نگرش و دید سیاسی اشان که هنوز مبتنی بر قائل بودن به وجود دو اردوگاه و دو جهان در مقابل یکدیگر است ، تنها در حدی به نوسازی روابط سیاسی- اقتصادی کشورهای خود دست می یازند که » کرملین » را نرنجانند . چه اینکه روسیه علاوه بر امکانات اقتصادی در عین حال دارای امکانات فراوان تاثیر گذاری بر صحنه سیاست در این کشورهاست و براحتی می نواند مثلا چنانکه در سالهای 2008 تا 2012 در » اندیجان » در ازبکستان ، در شهر «اوش » در قرقیزستان در » بدخشان » و پامیر » در تاجیکستان » ، شورشهای بنیان کن سازمان داد ، آرامش سیاسی در این کشور ها را مورد مخاطره قرار دهد . بنابراین سیاستمداری مانند » یانو کویچ » در » اوکراین » در مقابل نیاز به تعییر در مناسبات اجتماعی و روابط بین المللی ، و برای اینکه روسیه را به مقابله با خود بر نیانکیزد و حمایت وی را نیز داشته باشد بسیار محافظه کارانه عمل می کرد تا بحدی که دو دهه بعد از فروپاشی ، سلطه روسیه بر حیات سیاسی و اجتماعی این کشور نه کمتر که بیشتر هم شده بود
در مقابل مردم » اوکراین «می دیدند که در این دو دهه حجم اقتصاد » اوکراین » نزدیک به 30% کوچک شده و اقتصاد روسیه بیش از 20% رشد د اشته است .(8) یعنی یک جریا ن یکطرفه انتقال سرمایه از کشورهای تحت رابطه روسیه به مرکز یعنی روسیه حریان پیدا کرده است ..
مثلا در مورد مسئله ای پر اهمیت مانند خصوصی سازی ، روش » یا نوکویچ » که با الهام از خصوصی سازیهای بعمل آمده در روسیه به اجرا درآمد ، این بود که تحت عنوان اجرای این سیاست ، بنگاههای اقتصادی دولتی به تملک کسانی در آید که به گرایش سیاسی وی که مدافع ادامه حضور بی قید و شرط روسیه در اقتصاد و سیاست روسیه بود ، نزدیک باشند . این باعث می شد که اجرای این سیاست که در پی واگذاری بنگاههای زیان ده دولتی به افراد و سازمانهای متخصص بود دوباره به دست همان بوروکراتهای کم توان دولتی افتاده و طرح از حیض انتفا بیفتد و تولید و نوسازی آن با اختلال جدی روبرو شود . نتیجه خصوصی سازی با الگوی روسی در همه این کشورها وبه شمول آن ایران نیز ، به ایجاد بخش خصوصی کم توان ، غیر موثر و فر مانبر بخش دولتی بوده است . بخش دولتی ای که خود وامدار و تحت سیطره گروههای اقتصادی – مالی مافیایی بوجود آمده از خصوصی سازی های بشدت سیاسی بوده است . نقطه مشترک پوتین ، یانوکویچ ، سران دولتهای اسیای میانه و حتی اصولگرایان ایرانی ( جبهه پایداری ، دولتهای نهم و دهم ،بنیادها و نهادهای انقلابی ) ، قلمداد کردن غرب بمثابه بک تهدید و لاجرم تن ندادن به نوسازی اقتصاد و سیاست بوده است که نهایتا بسود روسیه تمام شده است و اقتصاد این کشور ها را به اقتصادهایی عقب مانده ، پر هزینه و کم بهره و در مواردی زائده اقتصاد روسیه تبدیل کرده است .
شکی نیست که سیاستمداران طرف مقابل نیز در مورد موضوع پر اهمیت خصوصی سازی بر خوردی سیاسی کردند و وموجب فساد اقتصادی نیز شدند ، اما سیاستمدارن غرب گرای این کشورها در عین حال بدنبال گسترش ارتباط با آمریکا و اروپا بوده امری که می تواند در صورت رهبری آگاه سیاسی ،به نوسازی صنعت و کشاورزی کشورهایی از این دست بیانجامد .
آنچه در » اوکراین » گذشت ، انقلابی بر علیه سلطه مخرب روسیه بر اقتصاد و سیاست این کشور بود ، می دانیم که برپا کننده این حرکات اقشاری هستند که در ارتباط با بخشهای خدمات و سرویس ، انفور ماتیک ، مردم دارای سرمایه های متوسط و کلان هستند که تحت فشار سرمایه های دولتی – مافیایی از توش و توان افتاده اند ، می دانیم که کارگران کارخانه ها و کشاورزان که امکان مقابله با اختلال در در امدهای محدود خود را ندارند و نمی خواهند در روند تولیدات سنتی کشور اختلالی ایجاد شود با این حرکات بر خوردی محافظه کارانه داشته و خواهان ادامه و حفظ وضع موجود باشند ، اما روشنفکران و سیاستمدارن این جوامع وظیفه دارند که از یکسو مردم را برای آزادی از قید ساختارهای کهنه سیاسی و اقتصادی بسیج کنند و از سوی دیگر سعی کنند که این حرکات با هزینه ای کمتری برای مردم فقیر و اسیب پذیر به انجام برسد .
بر داشت من اینستکه خواننده این سطور بشرط آنکه قسمت اول این نوشته را نیز خوانده باشد ، اکنون دیکر می تواند حدس بزند که چه شباهتهایی میان وضعیت » اوکراین » یانو کویچ و روسیه «پوتین» با » ایران » تحت حاکمیت » انقلابیون اسلامی » وجود دارد . اگر این شباهت وجود داشته باشد که من بر آنم که در قسمت بعدی این مقاله ، آنرا برای مخاطب گرامی ، عیان کنم ، باید گفت که دنیای سیاست دنیایی عجیب است ! یانو کویچ و پوتین بر آمده از حزب کمونیست شوروی دارای مواضع مشترک با اصولگرای بر آمده از انقلاب اسلامی و مذهب شیعه شده و شدیدا هم مدافع یکدیگر شده اند. تا فرصت دیگر برایتان وقت خوش و دل شاد آرزو می کنم .
1 و 2
سایت عصر ایران 11/12/1392 مصاحبه با شعیب بهمن
و
ا ز سال 2005، پیشنهاد گازپروم پرداخت 1.4 میلیارد دلار بدهی گاز اکراین در قبال مالکیت بخشی از سیستم انتقال گاز اکراین بود
(2/1)-
http://www5.irna.ir/html/1392/13920904/80921242.htm
– نیویورک تایمز 5 مارس 2014-
http://kaveahangaar.blogfa.com/post/40
4-راشا تودی
http://rt.com/business/ukraine-chevron-shale-gas-284/
(5) روسیه؛ ابرقدرت انرژی»- «پژوهشنامه انرژی اوراسیایی»- «گروه مطالعات اوراسیا در مرکز تحقیقات استرتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ج.ا.ا»- شماره 6- مردادماه 1386 ه.ش
7و 8- نیویورک تایمز 8 مارس

http://kaveahangaar.blogfa.com/post/41

قسمت سوم

چه کسانی سقوط را سازمان می دهند؟

  —

 
نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 21:17  توسط کاوه انتقال به وردپزس 16،37 – 05/04/2014

برچسب‌ها: , , ,

دسته‌بندی شده در: مقالات و ترجمه ها در باره بحران "اوکراین ", سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: